الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )
99
كفاية الأصول ( فارسى )
* وجود خارجى قضيّه چيست ؟ رابطهاى است كه در خارج ميان زيد و يضحك وجود دارد . * وجود ذهنى قضيّه چيست ؟ تعقل هركسى است از قضيّهاى كه داراى موضوع ، محمول و رابطه است ، يعنى تعقل يا تصور ، زيد ، ضحك و رابطهء ميان اين دو در ذهن ، همان وجود ذهنى قضيه است كه از آن به قضيّهء معقوله تعبير مىشود . * نكتهء قابل توجه و مشترك ميان همهء قضايا چيست ؟ اينست كه : هر قضيهاى داراى سه جزء است ، يعنى : موضوع ، محمول و نسبت ميان موضوع و محمول . پس : قضيه يكجزئى و يا دوجزئى وجود ندارد . * با توجه به مقدمات فوق اشكال صاحب فصول به اطلاق اول از اطلاقات سهگانه چيست ؟ به لسان ساده ، همراه با مثال آن را تبيين كنيد . اشكال صاحب فصول بر اطلاق مزبور اينست كه : جنابعالى كه فى المثل مىگويى : زيد لفظ و قضيه درست مىكنيد و مىگوييد از زيد ، خود همين ( زيد ) ملفوظ را اراده مىكنيد . آيا حيثيت دلاليّت آن و حكايت آن از خودش را نيز لحاظ مىكنيد يا نه ؟ به عبارت ديگر : آيا ( زيد ) را مع الدلالة و الحكاية موضوع قرار مىدهيد ؟ يا اينكه بدون دلالت و حكايت آن را موضع قرار مىدهيد ؟ اگر مع الدلالة و الحكاية آن را موضوع قرار دهيد ، مستلزم اتحاد حاكى و محكى و به عبارت ديگر دال و مدلول است . چرا كه ( زيد ) هم دال است و هم مدلول ، و حال آنكه چنين اتحادى محال است . و اگر بدون لحاظ حيثيت دلالت و حكايت آن را موضوع قرار دهيد مستلزم دوجزئى بودن قضيه معقوله و محكيّه شماست ، اگرچه قضيه لفظيه و حاكيهء شما جزء دارد . چرا ؟ زيرا : موضوع كه زيد است ، وجودش كالعدم است و حاكى از چيزى نيست در نتيجه : معقول و يا صورت ذهنيّهاى هم ندارد . آنچه مىماند محمول و نسبت حكميه است ، نسبت حكميه نيز بدون وجود طرفين محقق نمىشود .